السيد مرتضى العسكري

285

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )

ب - ترك اولى : در ميان اعمالى كه از انسان سر مىزند برخى از آنها بگونه‌اى است كه اگر ضد آن را انجام مىداد بهتر و برتر مىنمود ، ترك چنين بهترى را " ترك اولى " نامند ، مانند برخى از افعال انبياى الهى همچون آدم و موسى عليه السّلام كه در قرآن كريم آمده و در بحث آينده مىآيد . ج - معصيت : معصيت و عصيان ، بيرون شدن از طاعت و انجام ندادن فرمان است ، عاصى يعنى نافرمان . كلمه و لفظ ( امر ) در جمله ، گاهى پس از ذكر مشتقات معصيت مىآيد ، مانند آنچه در سوره كهف در داستان خضر و موسى آمده و از زبان موسى مىگويد : سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً وَ لا أَعْصِي - لَكَ « أَمْراً » به زودى - به خواست خدا - مرا شكيبا يافته ، و در هيچ كارى مخالفت فرمان تو نخواهم كرد . « 1 » و در وصف فرشتگان كارگزار جهنّم در سوره تحريم مىفرمايد : عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ . بر آتش جهنم فرشتگانى گمارده شده‌اند كه خشن و سخت گيرند و هرگز « امر » خدا را مخالفت نمىكنند و به آنچه مأمورند عمل مىنمايند . « 2 » كلمه و لفظ ( امر ) بيشتر اوقات ، بدان خاطر كه معنى در جمله روشن است ، آورده نمىشود ، مانند سخن خداى متعال در سوره طه : وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ آدم پروردگارش را نافرمانى كرد . يعنى آدم « امر » پروردگارش را نافرمانى كرد . « 3 » گاهى نيز نام شخص نافرمان را در جمله نمىآورد ، مانند آنچه درباره فرعون در سوره نازعات آمده است : فكذّب و عصى پس تكذيب كرد و نافرمانى نمود . « 4 » د - ذنب : حقيقت " ذنب " دنباله و اثر هر كارى است كه در آينده به انسان زيان

--> ( 1 ) - كهف / 69 ( 2 ) - تحريم / 6 ( 3 ) - طه / 121 ( 4 ) - نازعات / 21